زنان شورش «دستان زن کارگر و لباسش شاید زیبا نباشد ولی قلب او چنان در بدنش میتپد که ویژه طبقه و نوع اوست» /جوهيل Read more about زنان شورشنظر شما
برهم زن «آری کارگرم من/ و فرياد برمیآرم با خشمی مقدّس/ من نه آنم گرده بسپارم به سنگينی بيعاران بيکاره/ نه خونم را به نيش زالوهای به خون ديگران فربه.» Read more about برهم زننظر شما
در ستايش ديالکتيک «آنکه را که به وضع خود آگاه است، چگونه میتوان از حرکت باز داشت؟ این است که شکست خوردگان امروز، پیروزمندان فردایند» Read more about در ستايش ديالکتيکنظر شما
چند شعر از ناظم حکمت «دستهایمان را در کنار هم بگذاریم، آنگاه هر دیواری را خواهیم شکست، و در این مبارزه، تنها چیزی که میبازیم، تنهایی است که پشت سر میگذاریم». Read more about چند شعر از ناظم حکمتنظر شما
بازمیگرديم خانه را از نهر تا بحر دوباره میسازيم / دشتها از نهال زيتون و گندم بارمیآريم Read more about بازمیگرديمنظر شما
شعر وطن هنوز جایی در ایوان وجود دارد و در کشوری شگفت سوسو میزند، که ما مدتهاست فراموشش کردهایم، جایی هنوز در دهان مانده است، که به فرشتگان آوازها و بالها هدیه دهد. Read more about شعر وطننظر شما
فردای محتوم "کجاست اينجا آيا ؟ کجاست اين بيابانِ سراسرْ چرکين که کابوسِ هزاران ساله هم به سنگينیِ تصويرِآن نيست؟" Read more about فردای محتومنظر شما
چکمۀ برّاق پاورچين میآيی - امّا جرنگِ چکمههايت از پُشتِ درمیآيد - خبرِ خوفناکِ جای پاهايت را - نسيمی اشکبارآورد - که از جانبِ ثغورِ همسايهها میآمد. Read more about چکمۀ برّاقنظر شما