کارگر، کبک، کمونیست!

 سید تقی عاشق شکار کبک شده بود. نه اینکه او شکارچیِ قهاری باشد... نه! برعکس اصلاً نه قد و بالای ظاهری اش، نه شغل و حرفه، نه سوابق فامیلی ونه اصل و نسب اش ....هیچکدام ابداً به شکار و شکارچی گری منتهی نمیشد. سید تقی مردی بود با قامتی کوتاه، چشمانی بغایت ریز، صورتی استخوانی و رنگ باخته و بالاخره اندامی بسیار نحیف و لاغر، اما تا دلت بخواهد و جا داشت پشمالو بود. او از اینکه توانسته بود حرفه ای یاد بگیرد و بعنوان آهنگر استخدام یکی از کارخانه های اتومبیل سازی واقع میان تهران و کرج شود به خود میبالید و این خشنودی چندین برابر شد وقتی که توانست برای خود و زن و دو دخترش آلونکی دست و پا کند.

متن کامل در فرمت پی دی اف 

نظر شما

CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
1 + 1 =
Solve this simple math problem and enter the result. E.g. for 1+3, enter 4.