نقد و بررسی

نقدی بر سريال "تاسيان"

«قسمت پایانی درام، با شکستن تمام کاسه کوزه ها بر سر انقلاب ۵۷ بعنوان ریشه تمام مشکلات کنونی جامعه با مسئولیت کارگرانی بیسواد، نمک نشناس و فریب خورده تنها فحشی نیست که به انقلاب ۵۷ و مسببین آن داده می شود. تنها تحریف تاریخ انقلاب ۵۷ نیست، بیش از تمام اینها بیان کینه و نفرتی است که خرده بورژوازی و جناح تراس آتلانتیک درون حاکمیت به نمایندگی دولت وفاق از عدم ورود کارگران به بلوای "زن، زندگی، آزادی" دارد: کارگران "بی مغزی" که در انقلاب "گول" چپها رو خوردند، و در ۱۴۰۱ که "فرصت جبران" پیش آمد دست رد بر سینه شان زدند!» (از متن)

پايه‌های اجتماعی مسئلۀ زن

"آیا متحد شدن زنان به منظورِ تغییرِ زندگی روزمرّه در یک فضایِ کمونیستی، برایِ ازبین بُردنِ فشاری که بر آنان در کشوری وارد می‌شود که کارگران برآن حکومت می‌کنند‏‏‏‏، زیان‌بار و ناجور به‌نظر می‌رسد؟ هرچه حکومتِ شوراها آمادگی کمتری از خود برایِ انجامِ بهبودِ وضعیتِ زندگی عادیِ زنان و رهاییِ آنان نشان دهد، بیشتربه افزایشِ رشدِ «احساساتِ فمینیستی» در روسیه دامن خواهد زد". (آلکساندرا کولونتای) از "کتاب سفری در ناشناخته‌ها" فصل زنان و رفقای حزبی

لنين و هنر

«من احساس خوبی ندارم که یک چنین تئاتر لوکسی را تأمین مالی کنیم در حالی که منابع لازم را نداریم تا حتی ساده‌ترین نیازهای یک مدرسه روستائی را برطرف کنیم».(لوناچارسکی به نقل از لنين)

درباره‌ی نوشتارِ رئالیستی

هنگام ارائه‌ی الگوهای صوری، هیچ چیزی بدتر از ارائه‌ی الگوهای بسیار محدود نیست. گره‌زدنِ مفهومِ عظیمِ «رئالیسم» به نامِ چند نفر، هر اندازه مشهور هم باشند، و فرو کاستنِ آن به چند فرم، فرم‌هایی که حتی بسیار ارزشمند باشند، و بدین‌سان تبدیل آن به روشِ آفرینشی که ورای آن هیچ راه نجاتی نیست، بسی زیانبار است

لئو تولستوی و دوران او

آموزه‌ی تولستوی در حقیقت آرمانگرایانه است و در محتوا به مفهوم دقیق و بنیادین خود ارتجاعی. اما این موضوع قطعاً به معنای آن نیست که آموزه‌ی تولستوی فاقد تمایلات سوسیالیستی یا آن عناصر انتقادی است که بتواند زمینه‌ی با ارزشی برای روشنگری طبقات پیشرو فراهم آورد.